عمان امروز_ ‘گرنیکا’ اثر پابلو پیکاسو: ‘گرنیکا’ اثر پابلو پیکاسو، یک نمایش احساسی، وحشت‌بار و در عین حال قدرتمند از فجایع جنگ است. این نقاشی در واکنش به بمباران شهر گرنیکا در طول جنگ داخلی اسپانیا خلق شد و می‌توان آن را توصیف کرد به عنوان «هرج و مرج محض». اگرچه این عناصر به طور مستقیم پنهان نیستند، اما تصاویر، حیوانات، فریادها و طبیعت ناآرام نقاشی، درد، اندوه و رنج مردم را در دوران جنگ و آنچه در هنگام بمباران شهرشان تحمل کردند، نشان می‌دهد. عناصری که در ‘گرنیکا’ برجسته هستند، اشکال تحریف‌شده انسان‌ها و حیوانات‌اند.

‘آفرینش آدم’ اثر میکل‌آنژ: این شاهکار فرسکوی اثر استاد نقاشی، ‘آفرینش آدم’ اثر میکل‌آنژ، معانی، تفسیرها و نمادهای متفاوتی دارد که افراد مختلف آن‌ها را به شیوه‌های منحصر به فرد خودشان مطرح می‌کنند. این فرسکو صحنه کتاب مقدس را به تصویر می‌کشد که خدا به آدم زندگی می‌بخشد؛ لحظه‌ای که انگشت خدا تقریباً انگشت آدم را لمس می‌کند، که نمادی از انتقال زندگی به انسان‌ها روی زمین است. برخی معتقدند که این فاصله اندک میان انگشتان خدا و آدم شاید اشاره به این باشد که انسان هرگز نمی‌تواند خدا باشد، چراکه همواره فاصله‌ای، تفاوتی میان آن‌ها خواهد بود.

‘ماندگاری حافظه’ اثر سالوادور دالی: ‘ماندگاری حافظه’ اثر سالوادور دالی، یکی دیگر از نقاشی‌های نمادین با معانی و تفسیرهای گوناگون است. این نقاشی در ژانر «سورئالیسم» قرار دارد و چیزی غیرعادی به مردم نشان داد، چیزی که نمی‌توانستند کاملاً درک کنند. و به همین ترتیب، معانی بی‌شماری، نشانه‌های پنهان و موارد بیشتر به آن نسبت داده شد. ساعت‌های ذوب‌شده در نقاشی، اغلب به عنوان نمادی از گذر و تحلیل زمان دیده می‌شوند. دالی زمان را نه به شکل ساعت‌های دیواری سفت و سخت، بلکه به شکلی نشان داد که حقیقتاً وجود دارد. سپس چشم‌انداز موجود در نقاشی با لبه‌های خشن، لمس‌های نرم، و یک جسم بزرگ صدف‌مانند در میان، برای بسیاری مانند یک خواب عجیب و غریب به نظر می‌رسید.

‘جیغ’ اثر ادوارد مونک: ‘جیغ’ اثر ادوارد مونک، اگرچه در نگاه اول شبیه یک نقاشی معمولی از فیگوری کچل به نظر می‌رسد که با دستانش صورتش را گرفته و گویی در حال جیغ زدن است، اما در واقع به عنوان نمایشی از بحران وجودی، ناامیدی و اضطراب تفسیر و درک شده است. این نقاشی، فیگوری را نشان می‌دهد که روی یک پل ایستاده، دستانش را به چهره‌اش گرفته و دهانش باز است، انگار که با نهایت صدای خود جیغ می‌زند، و آسمان پشت آن با رنگ‌های قرمز و نارنجی تند پر شده که نشانگر نوعی ناامیدی و خشم است. گفته می‌شود که معنای واقعی پشت ‘جیغ’، تجربه خود مونک از ترس و اضطراب بوده است. مونک در دفتر خاطرات خود نوشته که این نقاشی همچون «فریادی در دل طبیعت» احساس می‌شود.