درحالیکه گفته میشود ایران وارد مرحله اول سالخوردگی جمعیت شده است، زنگ خطر نرخ «رشد جمعیت ایران» به صدا درآمده و به اذعان جمعیتشناسان تا سال ۱۴۲۰ این نرخ به “صفر” میرسد؛ موالید در کشور نیز همچون کشورهای دیگر کاهش یافته و آمار مرگ و میر بدلیل سالخوردگی، تصادفات و … رو به افزایش است؛ تمامی این عوامل دست به دست هم داده تا مسئولان سیاستها و مشوقهایی جهت افزایش جمعیت اتخاذ کنند.
هر کشوری به دلیل تغییرات جمعیتی، مراحل گذار جمعیتی خود را طی چهار مرحله تجربه میکند؛ مراحلی که تنها منحصر به یک کشور نیست و به دنبال تغییرات جمعیتی، کاملا طبیعی تلقی میشود. از دیدگاه جمعیتشناسان در مرحله اول موالید و مرگ و میر بالا و رشد جمعیت ناچیز است. در مرحله دوم مرگ و میر رو به کاهش و موالید مقداری افزایش مییابد و رشد جمعیت فزاینده خواهد بود، اما در مرحله سوم، مرگ و میر و موالید رو به کاهش بوده و رشد جمعیت مثبت کاهنده است. در مرحله چهارم نیز مرگ و میر و موالید به حداقل خواهند رسید و رشد جمعیت ناچیز است.
درحالیکه بسیاری از کشورهای اروپایی حدود ۵۰ سال است که به مرحله چهارم گذار جمعیتی رسیدهاند، اما ایران طی دهههای گذشته با تغییرات جمعیتی مرحله دوم و سوم انتقالی جمعیت را دو مرتبه تجربه کرده و هنوز وارد مرحله چهارم انتقالی جمعیت نشده است؛ برخی جمعیتشناسان علت این موضوع را بالا بودن آمار مرگ و میر اعلام کردهاند.
اگرچه جمعیت هر کشوری براساس شرایط اجتماعی – اقتصادی با فراز و نشیبهایی روبرو است، اما نگرانی که اکنون برای سالخوردگی جمعیت در ایران مطرح شده، این است که میزان مرگ و میر در ایران پیش از تجربه مرحله چهارم گذار جمعیتی ( رسیدن به حداقل ممکن)، به دلیل افزایش جمعیت سالخوردگان سیر فزاینده خود را آغاز کرده است در حالیکه جمعیت کشورهای توسعه یافته بعد از اینکه حدود یک دهه را در مرحله چهارم سپری کردند، میزان مرگ و میرشان افزایش پیدا کرد و سپس وارد گذار جمعیتی دوم شدند.
تجربه تکراری ایران در بازگشت به مرحله دوم و سوم انتقالی جمعیت
شهلا کاظمیپور، معاون سابق مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا و اقیانوسیه، جمعیتشناس و استاد دانشگاه در آستانه هفته ملی جمعیت ضمن بررسی وضعیت نرخ مرگ و میر، فرزندآوری، مهاجرت و اشتغال و تاثیر اجرای قانون جوانی جمعیت بر روند نرخ رشد جمعیت، به ایسنا میگوید: جمعیت ایران نیز از بدو تاریخ همواره رو به افزایش بوده و آمارهای موجود نشان میدهد که ایران از گذشته تا سال ۱۳۰۰ با جمعیت ۱۰ میلیون نفری در مرحله اول گذار جمعیتی قرار داشته است. از سال ۱۳۰۰ به بعد، میزان مرگ و میر، به دلیل انتقال امکانات بهداشتی درمانی به کشور، ثبات سیاسی و بهبود وضعیت اقتصادی کاهش یافت اما موالید چندان تغییر نکرد و حتی تاحدودی به دلیل افزایش طول عمر والدین موالید بیشتر هم شد که این مرحله، «مرحله دوم انتقالی جمعیت» نام دارد به گونهای که رشد جمعیتی ایران که در سالهای متمادی ۰.۵ درصد بوده است به یک درصد، سپس ۱.۵ و بعد ۲ درصد رسید و طی سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵ به ۳ درصد افزایش یافت که این نرخ بالاترین رشدی بود که ایران تا آن زمان تجربه کرده بود.
وی با اشاره به روند رشد جمعیت ایران طی سالهای گذشته، میافزاید: جمعیت ایران از ۱۰ میلیون نفر در سال ۱۳۰۰ به ۱۸ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۳۵ و به ۲۵ میلیون نفر در سال ۱۳۴۵ و به ۳۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۵۵ افزایش یافت.
تمام این دورهها؛ یعنی از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۵۰ ایران در مرحله دوم انتقالی جمعیت به سر میبرد و رشد جمعیت فزاینده بود، اما از اواخر دهه ۴۰ با اعمال سیاستهای تنظیم خانواده، موالید کمی کاهش داشته و بالطبع رشد جمعیت به ۲.۷ درصد کاهش یافت؛ به عبارتی طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ ایران طبق استانداردهای بینالمللی وارد «مرحله سوم انتقال جمعیت» شد. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به دلایل مختلفی از جمله مسکوت ماندن برنامههای تنظیم خانواده، کوپنی شدن ارزاق، تشویق خانوادهها به فرزندآوری و ارائه زمین به خانوادههای پر اولاد مجددا رشد جمعیت افزایش یافت و مجددا جمعیت ایران وارد مرحله دوم انتقالی جمعیت شد.
تولد سالانه دو میلیون نوزاد در دهه اول انقلاب اسلامی
به گفته این عضو هیات علمی پیشین گروه جمعیتشناسی دانشگاه تهران، اکثر کشورها مرحله سوم انتقالی جمعیت را طی مدت ۳۰ تا۵۰ سال تجربه میکنند و سپس وارد مرحله چهارم میشوند، ایران هم از سال ۱۳۵۰ مرحله سوم را شروع کرده بود اما از سال ۱۳۵۷ مجددا به مرحله دوم بازگشت یعنی مجددا باروری افزایش یافت و نرخ رشد جمعیت به ۳.۴ درصد رسید و این نرخ بالاترین رشد جمعیتی بوده است که ایران در طول تاریخ و حتی در دنیا تجربه کرده است به طوری که جمعیت ایران از ۳۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۵۵ به ۵۰ میلیون نفر در سال ۱۳۶۵ رسید و تقریبا طی سال های ۶۷ تا ۵۷ سالیانه دو میلیون نوزاد در ایران متولد شد.
از اجرای سیاستهای تنظیم خانواده تا کاهش باروری و بازگشت به مرحله سوم گذار جمعیتی
کاظمیپور با بیان اینکه در دهههای ۵۰ و ۶۰ سیاستهای افزایش جمعیت به صورت ضمنی صورت میگرفت، تاکید میکند: اینطور نمیگفتند که جمعیت باید افزایش یابد، اما اجرای برنامه تنظیم خانواده به طور کامل تعطیل شده بود؛ به طور مثال وسایل پیشگیری از بارداری جمع شد و یکسری از برنامههای ضمنی افراد را به فرزندآوری تشویق کرد. حتی جنگ و به شهادت رسیدن فرزند خانوادهها، موجب باروری و فرزند آوری جایگزین شد؛ باتوجه به این موارد، در سال ۱۳۶۷ که سمیناری در مشهد برگزار شد و من نیز در آنجا حضور داشتم، جمعیتشناسان اعلام کردند رشد جمعیت بسیار بالاست و اگر این روند ادامه یابد تا چند سال بعد جمعیت ایران به سرعت بالا میرود و از همان سال اتخاذ سیاستهای تنظیم خانواده شروع شد، اما مصوبه آن در دهه ۷۰ به مرحله اجرا درآمد که میتوان به ندادن دفترچه بیمه به فرزندان سوم به بعد، محدود شدن مرخصی مادران و… اشاره کرد. اینها عواملی بود که موجب کاهش باروری و بازگشت به مرحله سوم گذار جمعیتی شد. به عبارتی دیگر ایران مرحله سوم و مرحله دوم انتقالی جمعیتی را دو بار تجربه کرده است، هرچند که مرحله سوم با شتاب بیشتری ادامه پیدا کرده و ایران تا همین لحظه در مرحله سوم انتقالی جمعیت قرار دارد یعنی باروری و مرگ و میر رو به کاهش.
چرا ایران هنوز مرحله چهارم انتقالی جمعیت را تجربه نکرده است؟
بنابر اظهارات کاظمیپور، مرحله چهارم مرحلهای است که مرگ و میر به حداقل ممکن و موالید به حداقل برسد؛ در این مرحله معمولا مرگ و میر حدود ۵ در هزار و موالید ۱۰ در هر هزار نفر است. ایران هنوز به مرحله چهارم نرسیده اما بسیاری از کشورهای اروپایی حدود ۵۰ تا ۷۰ سال گذشته این مرحله را تجربه کردهاند.
اگرچه ایران از نظر جمعیتی فعلا در انتهای مرحله سوم و نزدیک مرحله چهارم انتقالی جمعیت قرار دارد و مرگ و میر در ایران حدود ۵ در هزار است، اما حداقل ممکن برای هر کشوری متفاوت است و برای ایران که جمعیت جوانی هست این عدد باید حداقل حدود ۳ در هزار باشد. اما اینکه چگونه میتوان متوجه شد مرگ و میر در کشور به حداقل ممکن نرسیده است؟ کاظمیپور در این باره اینطور توضیح میدهد: زمانی مرگ و میر یک جامعه به حداقل ممکن میرسد که مرگ و میرها فقط به دلیل کهولت و سالخوردگی باشد. زمانی که مرگ و میرها در جامعهای به دلیل سوانح، تصادفات، مرگ و میر اطفال و نوزادان و ناشی از بیماریهای صعب العلاج یا واگیر رخ دهد، یعنی هنوز مرگ و میر به حداقل ممکن نرسیده و میتواند از این میزان کمتر باشد. یکی از نکاتی که در ایران مطرح است این است که هنوز نتوانستهایم مرگ و میر را به حداقل ممکن برسانیم.
معاون سابق مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا و اقیانوسیه با اشاره به میزان مرگ و میر اطفال در ایران، کاهش مرگ و میر را از شاخصهای توسعهیافتگی هر کشوری عنوان و لازمه دستیابی به این امر را اصلاح زیربناها بیان کرد.
فوتیهای تصادفات؛ علت نرسیدن ایران به مرحله چهارم انتقال جمعیت
کاظمیپور در پاسخ به اینکه برخی میگویند ایران از نظر سلامت و بهداشت و درمان در مجامع بینالمللی در رتبه خوبی قرار گرفته و توانسته شاخصهای مرگ و میر را کاهش دهد، این اظهارات را تایید میکند و میافزاید: ایران در زمینه کاهش مرگ و میر وضع خوبی دارد، اما نمیشود درجا زد. علت اینکه به مرحله چهارم انتقالی جمعیت نرسیدهایم این است که هنوز مرگ و میرها در کشور ناشی از سوانح و تصادفات بالاست و این نیز ناشی از نقص جادهها و اتومبیلها و ضعف سایر زیر بناهاست.
وی درخصوص وضعیت مرگومیرهای ناشی از سوانح و تصادفات به ارائه آماری در این زمینه میپردازد و میگوید: سالانه در کشور حدود ۳۰ الی ۴۰ هزار مرگ ناشی از تصادف وجود دارد و هرچقدر این رقم کمتر باشد بهتر است. مرگ و میرهای ناشی از سوانح در کشورهای توسعهیافته نسبت به ایران بسیار کمتر است.
کاظمیپور در تشریح وضعیت موالید در ایران نیز اینطور بیان میکند: در صورتی که باید باروری کمتر از ۱۰ در هزار باشد یعنی به حداقل رسیده و در سطح جایگزینی قرار گیرد، این رقم در ایران حدود ۱۴ در هزار است.
به اذعان معاون سابق مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا و اقیانوسیه، رشد نیم درصد جمعیت در سال به عنوان مرحله چهارم تلقی میشود، حال اگر ۱۴ در هزار (نرخ موالید) را از ۵ در هزار (نرخ مرگ و میر) کم کنیم، رقم به دست آمده رشد جمعیتی را نشان میدهد که معادل ۹ در هزار است و این به معنای آن است که ایران هنوز به مرحله چهارم انتقالی جمعیت نرسیده است.